تبلیغات
جک وکارتون و بازی - جک

جک

پنجشنبه 20 مهر 1391 10:04 ق.ظ

نویسنده : arman rajabzadeh
یارو میگه: آقای البرادعی شما دکترین ؟
البرادعی میگه: بله من دکترم
یارو میگه: پس آخه باسه چی تو آژانس کار میکنی


به یه بچه میگن: اون چه حیوونیه

 كه به ما گوشت، كفش، لباس میده؟ میگه: بابام.




یه روز یه مرغ وخروسی میرن مغازه تخم مرغ بگیرن

 مغازه دار میگه چرا خودت تخم نمی زاری میگه اخه ما هنوز نامزدیم


چن وقتی هس خروسمون فوت کرده
مرغای بی چشمو رو صبر نکردن هفتش تموم بشه
خروسای همسایه از در و دیوار هجوم آوردن ب خونمون و ...
منم برا حفظ آبرو خروس خدا بیامرزمون
همه مرغارو تا سالگرد تو قفس زندانی کردم!


آقا خروسه به خانم مرغه میگه:عجب نوکی.چه بال وپری....
با من ازدواج می کنی؟خانم مرغ میگه:من ازدواج نمی کنم قصد ادامه تحصیل دارم بشم شترمرغ!!!




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 21 مهر 1391 03:52 ب.ظ